تبليغاتX
Mohajerane|مهاجرانـــــه
Mohajerane|مهاجرانـــــه
چه رنجی می کشد آن کس که از احساس سرشار است
 

خطبه بدون الف حضرت علی در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم مهر 1386 توسط مهاجر
پروفسور سيد محمود حسابي فرزند سيد عباس حسابي «معزالسلطنه» در سال 1281 هجري شمسي از پدر و مادري تفرشي در تهران متولد شد. پس از چهار سال، به همراه خانواده (پدر، مادر‌ و برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن، در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز، و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود، خانم گوهرشاد حسابي، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت.

                                                                                     <:در ادامه:>



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 توسط مهاجر
 چاه و نخلستان
نوشتار زیر گزیده‌ای از سخنان دکتر مصطفی چمران است که بر مزار دکتر شریعتی در دمشق اندکی پس از عروج او و در حال و هوایی متأثر از آن ایراد شده است. آفتاب یاد این هر دو آزادمرد را گرامی می‌دارد.
ای علی همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!
ای علی گفتی که هر کس گفتنی‌هایی دارد و شخصیت هر انسانی به اندازه‌ی ناگفتنی‌های اوست. و من اضافه می‌کنم که درجه‌ی دوستی و محبت من با انسانی دیگر، به اندازه‌ی ناگفتنی‌هایی است که می‌توانم با او در میان بگذارم و از این ناگفتنی‌ها که می‌خواستم با تو بگویم، بی‌نهایت داشتم....
ای علی همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم و راه و رسم عشق‌بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم.
ای علی همراه تو به نخلستان‌های کنار فرات می‌روم و علی دردمند را در دل شب می‌یابم که سر به چاه کرده و سینه‌ی پردردش را خالی می‌کند....
ای علی دین‌داران متعصب و جاهل تو را به حربه‌ی تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غرب‌زدگان نیز که خود را به دروغ روشن‌فکر می‌نامیدند تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند.
ای علی وقتی تو را شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته‌ی خود را در آن یافتم....
ای علی همراه تو به کویر می‌روم، کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در طوفان سهمگین تاریخ، که امواج ظلم و ستم در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته‌ی حیات و و جود ما می‌سازد و می‌تازد....
ای علی تو در قلب من زنده و جاویدی. قسم به عشق که تا وقتی که قلب سوزانم می‌جوشد و می‌خروشد و می‌سوزد، تو ای علی در قلب من حیات داری که جاذبه‌ی آسمانی عشق را در رگ‌های وجودم به ‌گردش در می‌آوری و حیات مرا از عشق و فداکاری سرشار می‌کنی....
سوگند به تنهایی که نتیجه‌ی عظمت و عشق و یکتایی است و زاینده‌ی لطافت و اخلاص و عرفان است که تا وقتی ‌که خدا تنهاست، تو علی در تنهایی ما وجود داری. قسم به عدل و عدالت که تا روزگاری که قلم و ستم بر دوش انسان‌ها سنگینی می‌کند تو در فریاد ستم‌دیدگان علیه ستم‌گران می‌غری و می‌خروشی. و قسم به شهادت که تا وقتی که فدائیان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربان‌گاه عشق فدا می‌کنند، تو بر شهادت پاک آنان شاهدی و شهیدی.
ارسال در تاريخ یکشنبه یازدهم شهریور 1386 توسط مهاجر
قالب وبلاگ