تبليغاتX
Mohajerane|مهاجرانـــــه
Mohajerane|مهاجرانـــــه
چه رنجی می کشد آن کس که از احساس سرشار است
تو را از شیشه می‌سازد، مرا از چوب می‌سازد

خدا كارش درست است‌، این و آن را خوب می‌سازد

تو را از سنگ می‌آرد برون‌، از قلب كوهستان‌

مرا از بیدِ خشكی در كنار جوب می‌سازد

در آتش می‌گدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد

به سوهان می‌تراشد تا مرا مطلوب می‌سازد

تو را جامی كه از شیر و عسل پُر كرده‌اش دهقان‌

مرا بر روی خرمن بُرده خرمنكوب می‌سازد

تو را گلدان رنگینی كه با یك لمس می‌افتد

مرا ـ گرد سرت می‌چرخم و ـ جاروب می‌سازد

تو از من می‌گریزی باز هم تا مصر رؤیاها

مرا گرگی كنار خانه یعقوب می‌سازد

مرا سر می‌دهد تا دشت های آتش و آهن‌

و آخر در مصاف غمزه‌ای مغلوب می‌سازد

***

خدا در كار و بارش حكمتی دارد كه پی در پی‌

یكی را شیشه می‌سازد، یكی را چوب می‌سازد

ارسال در تاريخ چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط مهاجر
سلام خوبين؟
بعد از غيبتي طولاني دوباره شروع مي كنيم !!!!!

ارسال در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط مهاجر
قالب وبلاگ