تبليغاتX
Mohajerane|مهاجرانـــــه
Mohajerane|مهاجرانـــــه
چه رنجی می کشد آن کس که از احساس سرشار است
 

Yahoo! U.S. in English

یاهو میل با ایران اشتی کرد و نام ایران را به کشورهایش بازگرداند......

(چندی پیش یاهو نام ایران را حذف کرده بود)

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 توسط مهاجر
باز هم آرام و با تردید
من میان خلوتی غم دار

یک دروغ تازه می سازم
یک دروغ تازه از عشقی که می دانم

روزها در تابش تاریک منحوسش
رنگ می بازم…

خوب می دانم دروغم را
که دروغی کودکانه محض امید است

آنچه می خواهم از این دنیا
نرمی لبخند و یک احساس جاوید است

آری آری من دروغم را
با صدای شعر می سازم

یک دروغ مهمل بی پایه و بنیاد
من دلم را با همین هم شاد می سازم

وای از آن روزی که فرداها
بر ملا سازند رازم را

شرمسار از پاکی قلبی که می فهمد
آنچه می پنداشت نیست جز رویا

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط مهاجر
سلام

الان چند روزه که دیگه حال و حوصله ندارم اما چون شما خیلی باحالین براتون اپ می کنم

یه شعر زیبا و معروف از شهريار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط مهاجر
قالب وبلاگ