تبليغاتX
www.parstheme.blogfa.com منبع
Mohajerane|مهاجرانـــــه
HOME PAGE BLOG ARCHIVE CONTACT US set home page save page favorites rss
درباره وبلاگ
مهاجرانه
تولد16اسفند1384
نويسنده:مهاجر
محل تولد:يك دل شكسته
------------------
مهاجر
تولد:27 تير 1372
علايق:
كمك كردن
نوشتن
سهراب
حرف زيباي م (ميم)
ازادی

موضوعات مطالب
موتورهای جستجو
سینما
دانلود
بازی
علوم
تلویزیون
والپیپر
اهنگ
کلیپ
بزرگان
تاریخ
مطالب جالب
رایانه
اخبـــار
ادیان مختلف
جهان اسلام
اطلاعات عمومی
جهان نوین
ایرانی هستم
ادبیات
ورزشی
Internet
موبایل
نوشته های شخصی مهاجر
ویدیو
سایت های جالب
آرشيو مطالب
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم اسفند 1384
پيوندهاي روزانه
آندرانیک با فولهام امضا کرد
سایت شخصی فریدون زندی
اون وبلاگی که بوش را الاغ فرض کرده بود
برای چشمهایی که با صدای ترقه برای همیشه بسته شدند.
مقایسه سرویسهای وبلاگ ایرانی با سایتهای مشابه خارجی
CompleTorrent، موتور جستجوی فایلهای تورنت
موبیل تایپ علیه وردپرس
طبیعت تالش
برنامه نود تبلور رفتار عدالت‌محورانه رسانه ملی
ابزارهای جدید بر روی نوار ابزار گوگل
یه پیکان باحال
جهان و صبر بوش!
لينك دوستان
سینا
مهر ایرانی
p30download
WIKIPEDIA ویکی پدیا
اقای روشان
قصه ی برگ و باد
کلبه عشق
به افرید
نوشته
پروانه ی ابی
مادرم
با تو بودن
goldenphoenix
ارین شعر
بنیامین
p30world
بلاگفا
عكس‌هاي تاريخي
دیوانه ساز ایرانی
نیلوفر ابی
سایت تخصصی موبایل و نرم افزار
زندگی فوق العاده
[ قالب رايگان ]
آمار و امكانات
تعداد بازديدها : 1901
طراح قالب

طراح قالب : برو بچه های مهاجرانه

همه می پرسند؟؟
همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبي آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمي انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را مي شنوم؛ مي بينم.

من به اين جمله نمي انديشم.

به تو مي انديشم.

اي سرپا همه خوبي!

تک و تنها به تو مي انديشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان.

تو بيا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.

من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛

ريسماني کن از آن موي دراز؛

تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستي تو بجوش.

من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش.

                                                           ف.مشیری


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 توسط مهاجر | لينك ثابت |
به اندازه انسان ها راه است برای رسیدن به خدا...متشکرم
خدا که مال انسان های خوب نیست ....
خدا خدای انسان ها ی دزد و قچاقچی هم هست...

بعد از سالیان مارمولک را یک بار دیگر دیدم ...
خدا که بین بندگانش فرق نمی گذارد

خدا اخر رفاقت و  چشم پوشی و بی خیال شدن است
رضا مارمولک عزیز شاید تنها کسی که راهم برای رسیدن به خدا نشانم داد تو بودی..متشکرم

بگذارید با این شعر نوشتم رو تموم کنم:

تن ادمی شریف است به جان ادمیت           نه همین لباس زیباست نشان ادمیت


نوع مطلب : نوشته های شخصی مهاجر
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388 توسط مهاجر | لينك ثابت |
بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


نوع مطلب :
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
می غلام‌ست آنرا
 

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می مینخوری

صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا


نوع مطلب :
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
چوب و شیشه‌ محمد کاظم کاظمی
تو را از شیشه می‌سازد، مرا از چوب می‌سازد

خدا كارش درست است‌، این و آن را خوب می‌سازد

تو را از سنگ می‌آرد برون‌، از قلب كوهستان‌

مرا از بیدِ خشكی در كنار جوب می‌سازد

در آتش می‌گدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد

به سوهان می‌تراشد تا مرا مطلوب می‌سازد

تو را جامی كه از شیر و عسل پُر كرده‌اش دهقان‌

مرا بر روی خرمن بُرده خرمنكوب می‌سازد

تو را گلدان رنگینی كه با یك لمس می‌افتد

مرا ـ گرد سرت می‌چرخم و ـ جاروب می‌سازد

تو از من می‌گریزی باز هم تا مصر رؤیاها

مرا گرگی كنار خانه یعقوب می‌سازد

مرا سر می‌دهد تا دشت های آتش و آهن‌

و آخر در مصاف غمزه‌ای مغلوب می‌سازد

***

خدا در كار و بارش حكمتی دارد كه پی در پی‌

یكی را شیشه می‌سازد، یكی را چوب می‌سازد


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
شروعي دوباره
سلام خوبين؟
بعد از غيبتي طولاني دوباره شروع مي كنيم !!!!!


نوع مطلب :
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
من چیستم ؟

دکتر علی شریعتی

من چیستم ؟

من چیستم ؟

افسانه ای خموش در‌ آغوش صد فریب

گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شب های جنگلی

.

من چیستم ؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای …

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهری چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار

.

من چیستم ؟

بر جا ز کاروان سبک بار آرزو

خاکستری به راه

گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان

اندر شب سیاه

.

من چیستم ؟

یک لکه ای زننگ به دامان زندگی

و زننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای

.

من چیستم ؟

.

من چیستم ؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب

در جستجوی شب

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟!
تو به من خندیدی!
و نمی دانستی من به چه دلهره,از باغچهء همسایه سیب را دزدیدم.
باغبان از پی من تند دو ید.
سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و سالهاست هنوز خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد آزارم
و من در اندیشه این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت…
سیب نداشت……
شعر زیر رو یک نفر در جواب شعر حمید مصدق نوشته:
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلــهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی،
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی که
باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است!

من به تو خندیدم
تا که باخنده ی خود
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را…
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من
آرام آرام
حیرت و بغض نگاه تو
تکرار کنان،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم:
«که چه می شد اگــر باغچه خانه ما سیب نداشت؟؟!!!»


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگ‌های سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی‌جواب ماند
حال سؤال و حوصله‌‌ی قیل و قال کو؟

استاد قیصر امین پور


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
یا علـــــى

آن که با عالم بالا سر و سودا دارد

روزگاری است که ماوی به دل ما دارد

همه عمر دویدیم پی اش بی حاصل

غافل از آن که درون دل ما جا دارد

کار هر کس نبود مرده دلی زنده کند

مگر آن کس دم جان بخش مسیحا دارد

عاشقی در طلب مال ومنالی نبود

عشق مجنون تهی دست تماشا دارد

همه بالند به هر چیزی و من می بالم

به علی(ع)چون که تملک به سماها دارد

شب قدر است و سماوات همه غرق سرور

این چنین شب چو تعلق به تولی دارد

شهد شیرین شهادت چو بدین گونه چشید

جبرئیلش ز علی عجز و تمنا دارد

شب نازل شدن وحی و کرامات علی

هر دو هم در دل و هم دیده ما جا دارد


نوع مطلب :
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
ناگه غروب کدامین ستاره؟
با آنکه شب شهر را دیرگاهی ست
با ابرها و نفس دودهایش
تاریک و سرد و مه آلود کرده ست
و سایه ها را ربوده ست و نابود کرده ست
من با فسونی که جادوگر ذاتم آموخت
پوشاندم از چشم او سایه ام را
با سایه ی خود در اطراف شهر مه آلود گشتم
اینجا و انجا گذشتم
هر جا که من گفتم ، آمد
در کوچه پسکوچه های قدیمی
میخانه های شلوغ و پر انبوه غوغا
از ترک ، ترسا ، کلیمی
اغلب چو تب مهربان و صمیمی
میخانه های غم آلود
با سقف کوتاه و ضربی
و روشنیهای گم گشته در دود
و پیخوانهای پر چرک و چربی
هر جا که من گفتم ، آمد
این گوشه آن گوشه ی شب
هر جا که من رفتم آمد
او دید من نیز دیدم
مرد و زنی را که آرام و آهسته با هم
چون دو تذرو جوان می چمیدند
و پچ پچ و خنده و برق چشمان ایشان
حتی بگو باد دامان ایشان
می شد نهیبی که بی شک
انگار گردنده چرخ زمان را
این پیر پر حسرت بی امان را
از کار و گردش می انداخت ، مغلوب می کرد
و پیری و مرگ را در کمینگاه شومی که دارند
نومیده و مرعوب می کرد
در چار چار زمستان
نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
فریاد در گلو شکست
آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

ديگر دلم هواي پريدن نميکند

 تنها بهانه ي ما در گلو شکست

 سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

 آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست

اي داد کس به داغ دل باغ دل نداد

 اي واي هاي هاي عزا در گلو شکست

 آن روزهاي خوب که ديديم خواب بود

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست

 تا آمدم که با تو خداحافظي کنم

 بغضم امان نداد و خدا....در گلو شکست


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
ایران و یاهو
 

Yahoo! U.S. in English

یاهو میل با ایران اشتی کرد و نام ایران را به کشورهایش بازگرداند......

(چندی پیش یاهو نام ایران را حذف کرده بود)


نوع مطلب : ایرانی هستم
نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
دروغ
باز هم آرام و با تردید
من میان خلوتی غم دار

یک دروغ تازه می سازم
یک دروغ تازه از عشقی که می دانم

روزها در تابش تاریک منحوسش
رنگ می بازم…

خوب می دانم دروغم را
که دروغی کودکانه محض امید است

آنچه می خواهم از این دنیا
نرمی لبخند و یک احساس جاوید است

آری آری من دروغم را
با صدای شعر می سازم

یک دروغ مهمل بی پایه و بنیاد
من دلم را با همین هم شاد می سازم

وای از آن روزی که فرداها
بر ملا سازند رازم را

شرمسار از پاکی قلبی که می فهمد
آنچه می پنداشت نیست جز رویا


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |
گریه می کنم
سلام

الان چند روزه که دیگه حال و حوصله ندارم اما چون شما خیلی باحالین براتون اپ می کنم

یه شعر زیبا و معروف از شهريار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا


نوع مطلب : ادبیات
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط مهاجر | لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
» همه می پرسند؟؟
» به اندازه انسان ها راه است برای رسیدن به خدا...متشکرم
»
» می غلام‌ست آنرا
» چوب و شیشه‌ محمد کاظم کاظمی
» شروعي دوباره
» من چیستم ؟
» که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟!
» گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
» یا علـــــى
» ناگه غروب کدامین ستاره؟
» فریاد در گلو شکست
» ایران و یاهو
» دروغ
» گریه می کنم
» تفلد تفلد
» بررسی ابعاد ادبی "یه توپ دارم قلقلیه"
» مادرم روزت مبارک
» تبلیغ جالب(حتما ببین فقط 23 ثانیه است)
» نوشته های شخصی مهاجر
» شعر زيباي محمد حسين بهجت تبريزي ، استاد شهريار (در وصل هم زعشق تو ای گل در آتشم)
» نه زخم سل ‎............
» حاج حسن آقا خمینی و اینترنت شبانه اینترنت که فقط مال ما نیست
» گیرم که ......
» روح الله
» ایستگاه بلوتوث صلواتی
» اسلام چش همه کافرا رو کور کرد
» خوب خودتون بفهمید دیگه
» بیا هندو بشو
»
© 2008 mohajerane.blogfa.com
Powered By : Blogfa